DataLife Engine > تحلیل > در حاشیه برگزاری بزرگداشت یک شاعر
در حاشیه برگزاری بزرگداشت یک شاعرتاريخ: 26 مهر 1388. نويسنده: کورش قناطیر |
|
روز جمعه 24مهر برای شرکت در مراسم بزرگداشت شاعر محلی سرا، مرحوم تقی آصفی به فرهنگسرای بهبهانیان در بهبهان رفتم متاسفانه مراسم در حد انتظار نبود و اشکالاتی داشت که ذکر آن لازم است اول آنکه سیستم صوتی وضع مناسبی نداشت به علاوه ویدئو پرژکشن و پخش نماهنگ و آهنگ نیز همه مشکل داشتند و به هرحال از نظر فنی کار پخته نبود . دو آنکه ما برای بزرگداشت چه کسی رفته بودیم دامنه و تاثیر آصفی و حوزه نفوذ تفکر وی کجاست ؟ در طول مراسم می شد به راحتی به یک چیز عجیب پی ببری و آن اینکه سخنرانان مراسم و نویسندگان مطالب ویژه نامه اکثرا در همین چند روزه با آثار آصفی آشنا شده اند و خود از بیان آن نیز ابایی نداشتند بدتر ازهمه آنکه سخنران اصلی مراسم به همانگونه که خود گفت شب قبل(آن هم ساعت 3 شب) با آثار جناب آصفی آشنا شده بود آیا پذیرش چنین دعوتی توسط آقای مسعود سرحدی و شرکت به عنوان سخنران در مراسمی که فرهیختگانی بسیار نیز در آن شرکت می کنند چیزی جز خودنمایی و فرصت طلبی و توهین به فکر و اندیشه حضار و اتلاف وقت آنان است؟ و بدتر از آن دعوت وی توسط دبیر همایش آقای خیرالله محمدیان است که از عدم آشنایی سرحدی با آصفی اطلاع داشته چرا که شب پیش از همایش شخصا اشعار وی را به منزل سرحدی برده در اختیار ایشان می نهد این قضیه معلول دو علت است یک اینکه یا کفگیر محمدیان بدجوری به ته دیگ خورده که کسی حاضر نشده دعوت وی را برای سخنرانی بپذیرد و یا اینکه واقعا کسی نبوده که آصفی را بشناسد در حدی که در بزرگداشتش بتواند در مورد آثارش اسب سخن براند(هر دو مورد نیز صحیح به نظر می رسد) در مورد اول وضع معلوم است محمدیان نمی باید دبیر همایش می شد مسائل گذشته و درگیری و اختلافات انجمنی های شعر با ایشان باعث شده بود که بسیاری در این مراسم شرکت نکنند یا اگر نیز شرکت کردند به خاطر خود آصفی و خانواده آصفی و به خاطر پاسداشت شعر بود و اما در صورت دوم برگزاری چنین مراسمی می باید به وقتی دیگر موکول می شد به آن زمان که کلیات آثار وی چاپ شده باشد و در اختیار علاقه مندان قرار گرفته باشد و در ترازوی نقد آنان سبک و سنگین شده باشد عنوانی که برای آصفی انتخاب شده بود شاعر و نویسنده و پژوهشگر بود (و مطمئنا نیز همین بوده ) اما آیا به جز یک مجموعه شعر که آن هم اوایل دهه پنجاه و احتمالا در تیراژی کم به چاپ رسیده مخاطبان چیزی دیگر از آصفی در اختیار دارند ؟ من از برگزاری این مراسم خوشحال شدم اما شاید بهتر بودمخارج برگزاری این مراسم برای چاپ کتب و آثارش و به عبارتی کلیات آصفی هزینه می شد که هم ماندگارتر بود و هم برای فرهنگ بهبهان اثربخش تر . این مراسم البته برای معرفی آصفی مفید بود والبته امیدوارم امثال آصفی بسی پیش از مرگ چاپ آثار خود را ببینند یعنی فرزندان خود را یعنی عزیزترین کسان خود را آنان محتاج بزرگداشت و ارج نهادن نیز نیستند که خود بسیار بزرگند بسیار. مورد دیگر آنکه دعوت از اعضای شورای شهر در این مراسم و تقاضا از آنها جهت نهادن نام آصفی بر یک خیابان یا یک میدان آیا جز کوچک کردن شعر و شاعر فایده ای دیگر دارد آیا در همه این کشور خیابانی به نام شاملو داریم یا خیابانی به نام فروغ یا سپهری یا اخوان یا خانلری یا کدکنی یا ساعدی یا یراهنی و ... داریم شاملو را حتی سنگ قبرش شکستند اما شاملوست. یکی از اعضای شورا بیش از 20 دقیقه نتوانست دوام بیاورد و از مراسم خارج شد و عضو دیگر نیز 20 دقیقه بعد از او خارج شد دعوت از اینان و در جلو نشاندنشان و تشکر از قدم رنجه فرمودنشان!! (اصطلاحی که مجری جلسه جناب قره غانی برای شورائیان به کار برد) جز تبلیغات برای آنان چه منفعتی به حال فرهنگ بهبهان دارد؟ به هر حال نام آصفی برخیابانی بنشیند یا ننشیند مهم نیست مهم آن است که آنچه او دوست داشت عملی شود معرفی و تعالی فرهنگ و ماندگاری گویش بهبهانی و آزاده بودن و آزاده ماندن بهبهانی ها و بالاخص خانواده آصفی ها. من دوست دارم خانواده آصفی خود را بی نیاز تر از آن ببینند که به این ابزار ها متوسل شوند آن هم برای آصفی شدن نام یک خیابان !. در ویژه نامه و در مراسم سعی بر آن بود که آصفی یک شخص سیاسی جلوه داده شود که ساواک او را زیر نظر داشته و ... سوال من آن است که سیاسی بودن به خودی خود چه حسنی دارد آن هم برای یک محلی سرای علاقه مند به طنز و فولکلور و فرهنگ توده ؟آیا بالفرض مخالفت با برق رسانی کاری سیاسی است یا اصلا کار درستی است؟ سرحدی که برای بررسی شعر آصفی دعوت شده بود اشعار کتاب چاپ شده وی را کم ارزش خواند و تنها بر روی آن 213 بیتی که هیچگاه چاپ نشده مانور داد و آن هم مانور محتوایی چرا که محتوای اشعار سیاسی بود و علیه شاه و اشرف و اینکه آصفی آدم متهوری بوده و ... در تهور وی شک ندارم اما مگر می توان تهور شخصی را پس از مرگ و آن هم از روی اشعار چاپ نشده اش سنجید و او را تالی نسیم شمال و میرزاده عشقی دانست؟این اشعار برخلاف نظر سرحدی اشعار خوب و ماندگار آصفی نمی تواند باشد چرا که در زمان خود چاپ نشده و به علاوه به خاطر محتوای خاص خود تاریخ مصرف دارد شعر نیست بیانیه است فریاد اعتراض است و خاص دوره خود. به هر حال سیاسی بودن یا نبودن آصفی مهم است اما برای شناخت وی نه برای تاثیرات خاص وی چه که از او سیاسی تر در این شهر بسیار داشته ایم که چریک بوده اند به زندان رفته اند جان داده اند و... اما اثری چون آصفی بر جا ننهاده اند پروانه بوده اند اما به قول سید علی صالحی، شمع زیرکانه تر می میرد. مورد دیگر آنکه در این مراسم سعی بر آن بود جنون و شوریدگی وی را ناشی از شکنجه های ساواک و ... معرفی کنند آیا نیازی به این هست ؟ آیا شوریدگی از اسماعیل شاهرودی مشهور و متخلص به آینده چیزی کاست و یا از نسیم شمال و یا از نیچه و ... چیزی کاسته است؟ اصلا بین جنون و نبوغ آیا فاصله ای هست؟ و چرا آن شوریدگی را محصول تلاش و کوشش شبانه روزی بی پایان و عشق و علاقه بی دریغ به فرهنگ بهبهان و فشار مطالعه و ... ندانیم ؟و به هر حال آصفی را و آزادگی اش و تلاشش و عشقش و تعلقش به این فرهنگ و شوریدگی اش را در همین فرهنگ یک جا بپذیریم و دوست داشته باشیم . مراسم بزرگداشت یک ویژه نامه نیز داشت که البته مطالب و مقالات نسبتا خوبی داشت ولی متاسفانه ضعیف ترین آن مقالات مقاله دبیر ویژه نامه آقای یوسف ابوعلی بود در همان اول مقال ایشان از اخوان و آن شعر مشهور (من یقین دارم که در رگهای من خون رسولی یا امامی نیست نیز خون هیچ خان و پادشاهی نیست) برداشت اشتباه کرده بود و«من» را در این شعر و در اینجا شاعران تصور کرده بود که منظور شعر این نبوده بل اشاره به خلق و توده ای داشته که نامشان برخلاف رسولان و امامان و خوانین و پادشاهان در تاریخ ثبت نشده و هیچگاه تاریخ به سراغ آنها نرفته و از آنها سخن نرانده است در حالیکه شاعران بسیاری بوده اند که نه تنها تاریخ به سراغشان رفته که تاریخ ساز بوده اند.در ادامه نیز برداشت به کل پرت و بیراهی را از تعهد شاعرانه ارائه نموده اند . به هر حال امید آن دارم که روزی اشعار آقای مرتب مجوز چاپ بگیرد و کلیات آقای آصفی چاپ شود و کا ش شعار این سمینار همین قرار داده می شد که اشعار مرتب را چاپ کنید یا اجازه چاپ دهید دیگر آنکه کاش در این مراسم به هر نحو ممکن از آقایان فریدون سه دهی و کاظم کریمیان و عباس سلطانی و ... استفاده می شد حتی به این قیمت که بعضی ها از گود کنار می کشیدند |