نظام هایی در خدمت هم در واقع اجتماعات و ساختارهایی هستند که در طول حیات ما در ایران ناخودآگاه ما را برای ورود به نظام و اجتماع بعدی آماده و مهیا می کنند. بدین شکل که با قرارگیری در نظام پیشین بدون اینکه صریح و روشن به شما دستوراتی گوش زد شود و یا شما ملزم به انجام فرامین خاصی باشید در فضا به نحوه ای قرار میگیرد و ذهنیت از پیش ساخته جامعه و مقتضیات زمانی و مکانی شما را به سویی رهمنون می شود که ره توشه جهت نیل به جامعه ی بعدی فراهم آید.
این نظام ها و اجتماعات از اولین و در واقع کوچکترین نظام اجتماعی که خانواده است شروع شده و استارت می خورد و نظام مادر و ناظر از همان اولین لحظات سعی خواهد کرد با برنامه ریزی از اوان حیات و خردسالی ، روحیات شما را تحت تاثیر جو غالب و فرهنگ غالب که فرهنگ حاکم است قرار دهد. در نظام خانواده شما اصول اولیه تعامل ، صحبت ، نوع رفتار و ادب و احترام به دیگران را فرا گرفته و با مهدکودک یا پیش دبستانی به مرور آشنا خواهید شد و با توجه به حس کنجکاوی کودکان و تشویق به آموختن و القاء نامحسوس مزایای دانش به نظام و اجتماع جدید «راغب» و راه خواهید یافت. یکی از خصوصیات نظام پیشین ایجاد انگیزه مثبت جهت ورود به نظام پسین می باشد.
در نظام جدید(مهدکودک) شما با پایه و اساس و نوع فضای حاکم در آنجا آشنا خواهید شد و یاد خواهید گرفت باید گذر از فرامین و رهنمودهای والدین که صلاح شما را طلب می کنند و خواستارند «باید» به خواستهای معلم که علم را به انبان شما خواهد افزود احترام گذاشته و برتری عقل دانش در گرو سن است. در اثر خواستهای این سنین اکثر کودکان از پدر و مادر خود به عنوان زیباترین ، پرقدرترین و... یاد خواهند کرد و معنای قدرت و زیبایی را به آرامی و با توجه به آموخته ها و کسب دانش از اطراف برای خود تغییرخواهند داد.
سپس تحریک خواهند شد نحوه چگونه نوشتن و چگونه خواندن و چرایی بسیاری امور را یاد بگیرند و همچنین کتاب در دست گرفته و با اشکال و تصاویر و بازی و ریاضی و ... جدید آشنا شوند . از این رو وارد نظام مدرسه می شوند البته از نظام قبل بدون دانستن چرایی با مذهب و شعر و داستان مذهبی آشنا شده اند و از پروردگار و پیامبران برای آنها تصاویرهایی ساخته اند که مقدس اند و بزرگ و .... . در طول دوران مدرسه گام به گام فقط دانسته های آنها افزوده می شود و در مسیر کمال در این نظام به سمت و به هدف نظام بعد اندوخته های از بر خواهند نمود. این نظام از اول دبستان تا سوم دبیرستان و پیش دانشگاهی ادامه خواهد داشت . در این زمان نظام افراد را در بازه ی سنی هدف نسبت به دانشگاه تحریک کرده و برای ورود مهیا می سازند.
در نظام مدرسه علم نه صرفا به صورت کاربردی و ابزاری و یک ضرورت که به صورتی بی هدف به دانش آموزان تدریس می گردد و علوم دینی به گونه ای آموزش داده می شود که هیچگونه تشکیکی نباید در آن کرد و سوال در مورد آن کفر تلقی خواهد شد. با ورود از هر نظام به نظام بعدی فرد متوجه بی نظمی بیشتر در جوامع بالایی به صورت کاملا مشکوک خواهد شد یعنی در عین حال که نظم ظاهری بیشتر می شود و قوانین افزایش می یابد اما فرار از قانون و راههای دررو نیز در جامعه نسل به نسل پیشرفت خواهد کرد.
تا قبل از ورود به دانشگاه اکثر مسئولیت ها چه در حوزه ی فردی و چه جمعی بر دوش دیگران گذاشته شده و راه های بدون بن بست کم و تقریبا صفری در مسیر فرد وجود خواهد داشت اما با ورود به دانشگاه که شخصی گری بیشتر می شود ، فرد خود مجبور است از حقوقش دفاع کند بن بست ها به تدریج زیاد می شود و فرد الزاما خود باید برای دستیابی به خواستهایش تلاش و جهد داشته باشد. چون در سنین هدف نظام دانشگاه وجود تفکرات زیاد شده و گاه مصونیت نظام مادر زیر سوال می رود مذهب با سوال و چرایی روبرو می شود نظام کل سعی بر کنترل بیشتر این جامعه خواهد داشت و مواضع بسیاری از افراد به روشنی نسبت به آینده در مواجهه با نظام مادر شکل خواهد گرفت چه موضع خصمانه باشد و چه طریق دوستی.
نظام دانشگاه با وجود سلف و تقسیم غذا و روابط و ضوابط به تدریج فرد را آماده حضور در جامعه بزرگ و ارشد و نهایی ترین جامعه و نظام خواهد کرد . بی نظمی ها معنی خود را کمی آشکارتر و عریان تر نمایان می سازند. نظام کوپنی با وجود سلف و حتی گاه تلاش برای بقاء و مصونیت از گرسنگی در سلف دانشگاه و هنگامه ی انتخاب واحد به اوج به فرد القاء می شود. اینکه برای زندگی در نظام های بالاتر باید بیشتر به فکر خود بود تا دیگران ، در جایگاهها و بطرق مختلف و با ساختارهای متفاوت در نهاد او و ذهن او جا باز خواهد کرد. در این صورت محبت بین افراد رو به کمی می نهد و هرکس سر در آستین خود دارد و نظام مادر کمتر از اجتماعات و نشست ها و با هم بودن ها آسیب خواهید دید و تهدید خواهد شد.
نظام دانشگاه حرف برای گفتن ها هنوز هم دارد اما با توجه به آنچه حدود یک و اندی است نظام بعدی که نظام خدمت سربازی است را تجربه کرده ام از نظام دانشگاه بیش از این نخواهم گفت و به انتقال تجربه ام در نظام خدمت می پردازم . فقط لازم به توضیح است چون پس از 2 ماه آموزشی این نظام منتظر نتیجه و تحول محصول به جامعه واحد خواهد شد موارد مذکور مربوط به این 2 ماه دوره ی آموزشی است.
برخلاف آنچه عموم تصور می کنند بحث اصلی از این زاویه دید بشین پاشو ، پامرغی ، کلاغ پر ، بدوبایست ، رژه و از این موارد نیست . هدف تحویل انسان هایی منظم و با انضباط هم نیست چون انضباط نه با منطق که با زور قصد اجرا را دارد و چون شخیت افراد این نظام از قبل شکل گرفته زور را نخواهند پذیرفت و اگر هم باشد در همان مقطع خدمت سربازی است . نزدیکی اقوام و آشنایی با فرهنگ های مختلف نیز که از دلایل فرماندهان جهت خدمت می باشد منطقی پذیرفته ناشدنی است زیرا اولا زمان دوره چنان کوتاه است که فرصت شناخت پیدا نشده و رخ نمی دهد. ثانیا اگر زمانی هم باشد و قصد و یکی از اغراض خدمت اینچنین باشد باید روحیه دسته جمعی و اجتماعی افراد اجازه دهد در صورتی که در خدمت افراد معمولا به دنبال همشهری ، هم استانی ، هم مرام هستند و دسته بندی هایی این چنین اجازه آشنایی با دیگر فرهنگ را کمتر فراهم خواهد نمود.
روحیه جمعی در این نظام رخ نمیدهد زیرا سختی های موجود که پیش زمینه نظام بعدی که ورود به بازار کار و اجتماع است و به نوعی نماد زندگی در نظام بعدی است امکان آن را از مردم می گیرد بعلاوه حضور سه هزار نفر در یک پادگان و کنترل انها توسط حدود 100 نفر تمرین کنترل نفوس از طریق نظامی گری است کنترل جامعه است بوسیله تشر زدن و فضای نظامی را حاکم کردن.
افراد هم در نظام کنونی ( نظام سربازی) هم در نظام بعدی «بازار کار و زندگی» بدلیل پیش زمینه فکری و باور عمومی نسبت به اداره ی فکر و حفاظت اطلاعات به خود اجازه ی اعتراض به کاستی ها را نخواهند داد و این فکر و عمل در لوح آنان نهادینه خواهد گردید. علیرغم اینکه نظام دارای دستورات و حرکات مختلف و تعریف شده است ( مانند نظام بازار و کار که دارای قوانین معلوم می باشد) اما گاه می بیند هنگام عمل کردن هر کدام از اموزش دهندگان به نحوی که آنرا فراگرفته اند آموزش می دهند و این حتی در حرکات معمولی مانند از جلو نظام ، رژه و احترامات هم دیده می شود. امری که در نظام بعد هم بسیار دیده می شود هر مسئولی گاه حرفی برای خود می زند و که باعث سردرگمی و عصبیت ارباب رجوع خواهد شد.
رعایت احترام به سلسله مراتب در نظام سربازی که شامل احترام به درجه داران و فرماندهان می باشد به گونه ای به باور شما تبدیل خواهد شد که در نظام بعدی باید به مراتب مسئولان بالاتر خود احترام بگذارید و از خیره سری دانشگاه که گاه دانشجویان حتی احترام رئیس و معاونین دانشگاه را هم ندارند دست برداشته و ذهن بشوئید. در نظام سربازی چون نظم اجباری است اخلاق به سمت بی نظمی میل می کند و این بی نظمی گاه به درنده خویی و خودخواهی مفرط تبدیل خواهد شد و این بی نظمی روح ادارات و ارگان های ما می باشد. صف غذا ، صف تحویل سلاح و... همگی نمونه هایی از این امر می باشند. در مدت آموزشی به همه افراد وظایف نظافت مکان ها و وسایل واگذار می شود و فرماندهان عنوان می کنند تخصص افراد برای گماشتن شما به وظایف مختلف تاثیری ندارد که مثلا پرستار باید مسئول حمل و نقل بیماران باشد نه یک تحصیل کرده مکانیک و این مورد در نظام بعد در جامعه ی ما بسیار دیده می شود . یعنی افراد در پست های غیر تخصصی استفاده می شوند. با سوالی متن را به پایان می برم آیا تا کنون از خود پرسیده اید چرا نظام سربازی به افرادی که دانشگاه نرفته اند و مدرک آنها دیپلم و زیر دیپلم است سخت تر گرفته و قانونی تر عمل می نماید؟ از دیدگاه نوشته فوق چون این افراد یکی از نظام ها ( یعنی دانشگاه ) را تجربه نکرده اند باید وقت بیشتری صرف آموزش و تعلیم امور نظام جامعه و زندگی کرد.
حرف برای گفتن هنوز هم هست اما مجال و مصلحت اندیشی رانش سخن بیش از این را صلاح نمی داند. اگر در نوشتار موجود قصور و کوتاهی وجود دارد ببخشید که حاصل زمان کوتاهی از مرخصی میان دوره است.